هر که بی او زندگانی میکند
گر نمیمیرد گرانی میکند
من بر آن بودم که ندهم دل به عشق
سروبالا دلستانی میکند
مهربانی مینمایم بر قدش
سنگ دل نامهربانی میکند
ماجرای دل نمیگفتم به خلق
آب چشمم ترجمانی میکند
عقل را با عشق زور پنجه نیست
احتمال از ناتوانی میکند
چشم سعدی در امید روی یار
چون دهانش درفشانی میکند
هم بود شوری در این سر بی خلاف
کاین همه شیرین زبانی میکند
+یادگاری از داریوش در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت
12:18 |
