میان ما و تو دوری به اختیار نبود
مرا زمان فراق تو در شمار نبودگذار بود مرا با تو هر دمی ز هوس
به منزلی، که هوا را در آن گذار نبودحدیث گفتن و اندیشه از رقیبی نه
بهم رسیدن و تشویش انتظار نبودبه چند گونه مرا از تو بوسه بود و کنار
که هیچ گونه ترا از برم کنار نبودکنون ز هجر به روزی فتادهام، که درو
گمان میبرم که خود آن روز و روزگار نبود
هزار یار فزون داشتم، که هیچ مدد
ز هیچ یار ندیدم، چو بخت یار نبودنظر به کار دل او حدیث بود ولی
چه سود از آن؟ چو دل ساده مرد کار نبود
+یادگاری از داریوش در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت
1:33 |