تبليغاتX
در کوی عشق -
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه

عالمی را نگران ساخته ای یعنی چه

ساختی آیینه ای تا رخ خود بینی باز

نرد عشقی که به خو باخته ای یعنی چه

نیست غیر از تو کسی تا که به او پردازی 

خودبه خود یکسره پرداخته ای یعنی چه

فارغ از اینکه جهانی به تماشای تواند

غیر نادیده و ناشناخته ای یعنی چه

به تو دارند نظر خلق و تو با عشوه و ناز

همه را از نظر انداخته ای یعنی چه

آتش عشق تو  جان و دل دنیایی سوخت

دل و جان همه بگداخته ای یعنی چه

نیست را لطف و صفای  تو حیاتی ببخشید

تیغ خون ریز به قهر آخته ای یعنی چه

نور بخش از سر رندی ز تو می پرسد باز

عَلَمی را که برافراخته ای یعنی چه

 

+یادگاری از داریوش در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 0:53 |