بشنو این نکته که خود را ز غم آزاد کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
+یادگاری از داریوش در سه شنبه سی ام آبان 1385 و ساعت
23:11 |
|
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاد کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
+یادگاری از داریوش در سه شنبه سی ام آبان 1385 و ساعت
23:11 |
خــــدایا : سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنـــوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی....
+یادگاری از داریوش در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت
22:21 |
زمان خیلی کند است. برای کسانی که انتظار میکشند. خیلی سریع برای کسانی که میترسند. خیلی طولانی برای کسانی که اندوهگیناند. خیلی کوتاه برای کسانی که شاداند. ولی برای کسانی که عاشقاند زمان جاودانگی است.
+یادگاری از داریوش در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت
22:27 |
بخت بد آدمها را باد اگر می برد باران اگر می شست خوشبختی تنها لحظه ای ماندن در باد و باران بود!
+یادگاری از داریوش در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 و ساعت
22:10 |
تو را من چشم در راهم شباهنگام كه مي گيرند در شاخ تلاجن سايهها رنگ سياهي وزان دل خستگانت راست اندوهي فراهم تو را من چشم در راهم شباهنگام، در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام گرم يادآوري يا نه، من از يادت نميكاهم تو را من چشم در راهم
+یادگاری از داریوش در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 و ساعت
12:42 |
رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند
+یادگاری از داریوش در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 و ساعت
22:48 |
مجنون پریشان توام دستم گیر سر گشته حیران توام دستم گیر هر بی سر پایی دستگیری دارد من بی سر پای توام دستم گیر
+یادگاری از داریوش در جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت
22:4 |
هر جا که نای عشق ندا می دهد برو سویی که بوی مهر و وفا می دهد برو
+یادگاری از داریوش در جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت
16:53 |
در بادیه های شب سرد چشمانم را در فانوسی خواهم کرد بر گذرگاه عبور تو اینک در ابتدای سکوتی مبهم دل به عشق تو سپرده ام و تنها غم من دوری توست تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
+یادگاری از داریوش در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت
20:40 |
|
|